فرزندان صالح:
ای پدر
اصلت را، وجودت را
ما فرزندان صالحت حفظ کرده ایم
که هیچ از خون باکی مان نیست!
ای پدر
اکنون به وجود ما افتخار کن
که ما فرزندان صالحت
هم چنان راه ِتو را در راهیم
ای پدر، ای قابیل
آسوده بخواب که ما هابیل زمان را هر روز
هر روز، در کشتن ایم!
تبریز/ خرداد ماه79
:Her Kes Kendi İşine
هر کس پی کار خود برود:
Dağlar bize düz olur lo
Yar gelmezse ne olur
Bir yar gider bin yar gelir
Düşmasnlar görür kör olur
کوه ها برای ما هموار می شوند
یار هم اگر نیاید چه می شود!
یک یار می رود، هزار یار می آید
دشمنان این را می بینند و کور می شوند
Hadi sen git işinede her kes kendi işine
Dağlarımda zülüm varlo düşemem yar peşine
Hadi sen git işinede her kes kendi işine
Dağlarında ölüm varlo düşemem yar peşine
تو هم پی کار خود برو، هر کس پی کار خود برود
در کوه هایم ظلم هست، نمی توانم در پی یار باشم
تو هم پی کار خود برو، هر کس پی کار خود برود
در کوه هایم مرگ هست، نمی توانم در پی یار باشم
Güle baykuş kondurmayın
Küstürüp soldurmayın
Yare bir şeyler söyleyin
Kafamı bozdurmayın
بر روی گل جُغد ننشانید
گل را قهر داده و پژمرده نکنید
به یارم چیزهایی گفته و عقلم را ضایع نکنید
Hadi sen git işinede her kes kendi işine
Dağlarımda zülüm varlo düşemem yar peşine
Hadi sen git işinede her kes kendi işine
Dağlarında ölüm varlo düşemem yar peşine
تو هم پی کار خود برو، هر کس پی کار خود برود
در کوه هایم ظلم هست، نمی توانم در پی یار باشم
تو هم پی کار خود برو، هر کس پی کار خود برود
در کوه هایم مرگ هست، نمی توانم در پی یار باشم
Söz;Müzik: Ahmet.Kaya
دستی برای تو:
برخیز!
برخیز با دست چپی که ستون کرده ای برای برخاستن
و بر دست راستت، سلاحت را سخت بفشار!
دستی برای کمک به تو گشوده نخواهد شد
و دری برای پناه دادنت!
در جنگل بیتوته کن
و چشم از کومه های خاک آلوده بردار
بر دستت تکیه کن و چشم از یاری دیگران برگیر
و هم چنان قبضه ی شمشیر ِنقره نشان را در مشت بفشار
که تنها سلاحت یاری ات خواهد کرد
در این راه!
برخیز!
برخیز و سوار ِاسب ِپیروزمندی شو
اسب سپید یالی که تو را تا آن سوی نام ها خواهد بُرد
تا بر تو لکه ی ننگی نباشد.
و تو!
آرام گیر و چنان ساده زندگی کن با مردُم ِهم رنگت
که گویی ناهمگونی ِمن تو را بی اثر بوده است؛
سنگ پاره های راه تو را خواهند شکست!
من دو دست بیشتر نخواهم داشت آن دم که
زمان برخاستن
و شمشیر گرفتن باشد
دستی برای تو نیست
دستی برای همراهی ات
و قلبی برای دلدادگی ات
که من خویشتن را وقف کرده ام!
بهمن ماه 1377