Alkaya(شعر و ترانه/ ترجمه ترانه های ترکی)

پرواز را به خاطر بسپار....

Alkaya(شعر و ترانه/ ترجمه ترانه های ترکی)

پرواز را به خاطر بسپار....

جامی به من ندادی: مولوی

یا من عجب فتادم یا تو عجب فتادی


چندین قدح بخوردی جامی به من ندادی


تو از شراب مستی من هم ز بوی مستم


بو نیز نیست اندک در بزم کیقبادی


بسیار عاشقان را کشتی تو بی گناهی


در رنج و غم نکشتی کشتی ز ذوق و شادی


ای تو گشاد عالم ای تو مراد آدم


خانه چرا گرفتی در کوی بی مرادی


زیرا چراغ روشن در ظلمت شب آید


درمان به درد آید اینست اوستادی


بستی زبان و گوشم تا جز غمت ننوشم


نی نکته عمیدی نی گفته عمادی


تبریز شمس دین را خدمت رسان زمستان


سجده کن و بگویش او حشت یا فوادی.




نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد