خستگان را چو طلب باشد و قوّت نبود

گر تو بیداد کنی شــــــرط مروّت نبوَد


ما جفا از تو ندیدیم و تو خود نپسنــدی

آن چه در مذهب اصحاب طریقت نبوَد


خیره آن دیده که آبش نبرد گریه ی عشق

تیره آن دل که در او شمع محبّت نبود


دولت از مرغ همایون طلب و سایه ی او

زانکه با زاغ و زغن شهپر دولت نبود


گر مدد خواستم از پیر مغان عیب مکن

شیخ ما گفت که در صومعه همّت نبود


چون طهارت نبود کعبه و بتخانه یکی ست

نبود خیر در آن خانه که عصمت نبود


حافظا علم و ادب ورز که در مجلس خاص

هر که را نیست ادب لایق صحبت نبود.



+ نوشته شده در سه‌شنبه 6 آبان 1393ساعت 12:05 توسط امیر نظرات (0)












 فال حافظ - فروشگاه اینترنتی - قالب وبلاگ