حافظ بیا دوباره غزل کهنه رو برانداز

شعرم حدیث تکرار، تو بیا طرح دیگر انداز


بیا تا دوباره از چشمه ی غزل جرعه ای بنوشیم

غم کهنه برکنیم از نو جامه ی تازه ای بپوشیم


به خونخواهی دل از جوهر و قلم خنجری بسازیم

به صد لشگر غزل فاتحانه تا قلب غم بتازیم


هنوزم گرمه نفس هام

هنوزم سرشارم از عشق

اما وقت خوندنم نیست

اما جای موندنم نیست


مُردم از این همه گفتن شعر سرد عاشقونه

من غلام اسمیَم که تا همیشه بی نشونه


بیا تا دوباره از چشمه ی غزل جرعه ای بنوشیم

غم کهنه برکنیم از نو جامه ی تازه ای بپوشیم


به خونخواهی دل از جوهر و قلم خنجری بسازیم

به صد لشگر غزل فاتحانه تا قلب غم بتازیم


حافظ مددی کن که دمی مانده است و آهی

خاکم به زیر پا تا برسم با تو تا سُراهی


من یه رودم، یه رود به سد نشسته

تن پاک و خسته ام توی دست این صخره ها شکسته


من یه شعرم یه شعر بلند ِ پرواز

رها می شدم اگه گم نمی شدم توی شهر آواز



بیا تا دوباره از چشمه ی غزل جرعه ای بنوشیم

غم کهنه برکنیم از نو جامه ی تازه ای بپوشیم


به خونخواهی دل از جوهر و قلم خنجری بسازیم

به صد لشگر غزل فاتحانه تا قلب غم بتازیم


(شعر: منصور تهرانی)

(آهنگساز: صادق نوجوکی)

(تنظیم: ناصر چشم آذر)

(خواننده: ستـــار)





+ نوشته شده در شنبه 5 بهمن 1392ساعت 10:38 توسط امیر نظرات (1)












 فال حافظ - فروشگاه اینترنتی - قالب وبلاگ