چرا وقتی که آدم تنهــــا میشه

غم و غصه ش قد یک دنیا میشه


میره یه گوشه ی پنهون می شینه

اون جا رو مثل یه زندون می بینه


غم تنهایی اسیرت می کنه

تا بخوای بجنبی پیرت می کنه


وقتی که تنها میشم اشک تو چشهام پر می زنه

غم میاد یواش یواش خونه ی دل در می زنه


یاد اون شب ها  می افتم زیر مهتاب بهار

توی جنگل لب چشمه می نشستیم من و یار


غم تنهایی اسیرت می کنه

تا بخوای بجنبی پیرت می کنه


میگن این دنیا دیگه مثل قدیما نمیشه

دل این آدما زشته دیگه زیبا نمیشه


اون بالا باد داره زاغ ابرها رو چوب می زنه

اشک این ابرها زیاده ولی دریا نمیشه


غم تنهایی اسیرت می کنه

تا بخوای بجنبی پیرت می کنه.




+ نوشته شده در شنبه 1 تیر 1392ساعت 11:00 توسط امیر نظرات (3)












 فال حافظ - فروشگاه اینترنتی - قالب وبلاگ